باریش

گل اوتور بیر چای ایچه ک سنله سؤزوم وار سن دانیش من ائشیدیم باللی دوداقینده گؤزوم وار

گل اوتور بیر چای ایچه ک سنله سؤزوم وار سن دانیش من ائشیدیم باللی دوداقینده گؤزوم وار

پیوندها

۳ مطلب با موضوع «دست نوشته های فارسی من» ثبت شده است

عجب دوران اولوب دنیا دوزی ظولمه دولورهرگون

بشر کسکین پیچاقیله کسیر باش،

ویا سیمای خلقی یاندیریر زهر جهالتله

بونو بیلمم ندن نیچون؟

کاش  گورمزدیم،

بشر طغیان ائدیب اینسانلیقی کؤکدن قوروتماقدا

اوره ک یوخ اولسادا داش تک قرا اولموش

آما داش نیله میش؟

من ایشتیباه ائتدیم;بیناسین ائولرین قویموش،

اوجالمیش داغلاری قورموش،

سویو باغریندا ساخلار یای گونو اکرام ائدر اینسان و حئیوانه،

شیاطیندن قاچاندا داغ یئنه امن و آمانلیقدیر،

آغاشلار گول لر اوندا یام یاشیل سرگی سره رلر،قوشلار اوندا

ائو قوروب نسلین دوام ائیلر

اوخور بول بول لر اوندا یاز گونو،

بیزیم سازلی آشیق لار تک،

اوره کدن سویلیرم جانی لر البته بو جاهیل لر،

نه حیوانه کی شیطانه چوخ اوخشارلار

هر حیواندا شفقت وار،وفا وار،مهریبانلیق وار!

اگر اونلاردا آجماق اولماسایدی،

شاید آخر قان توکولمزدی،

وبیر جئیران،

 اصلان پنجه سیله هئچ ده اولمزدی،

اولار مجبور اولوب قارنین دویورسون

چون طبیعتده،

 بو بیر قانون و عادت دی

ولی اینسالارین دردی ندیر؟

بیلمم ده اینسالیق باشین بویله فدا ائتمیش!!

 

ترجمه فارسی;

 

عجب دوران نامردی شده دنیا پرازجور وستم گشته

وانسان می برد سر را به چاقویی که تیز و سخت برنده است

ویا با زهر جهلش چهره انسان بسوزاند

نمی دانم چرا؟ای کاش من این را نمی دیدم

بشر طغیان نموده تا بسوزاند هر آنچه هست انسانی

درون سینه قلبی نیست، وگرهم هست چون سنگ است

ولی سنگ راچه تقصیری است؟

ببخشد اشتباه من، که آن هر جا بنای خانه ها گردد

و یاکوه سخاوتمند را سازد

که در سینه نگه دارد زلال آب،

به تابستان کند احسان به هر انسان و حیوانی

چو شیطان دشمنم باشد که کوه هست امن و آسایش

درخت و گل در آن سازند چشم انداز سبزی رنگ

محل آشیان و زاد حیوان و پرنده است

و بلبلها در آن خوانند مثل ساز عاشقها

زجان و دل بگویم; فرد جانی هست هم جاهل

نه حیوان بلکه شیطان است

که هر حیوان هم مهرومحبت هم وفا دارد

خورد او تا نمیرد بلکه بر روی زمین باشد

اگرسیراست خون دیگران را هم نمی ریزد

ویک آهو به چنگال پلنگی هم نمی افتد

شکم درد است برای او

واین قانون هستی هست

ولی انسان دردش چیست؟

چنین بی رحم انسان را فدا کرده است!!

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۹۳ ، ۱۹:۴۰
باریش


شایدکسی نباشد که به مدرسه رفته باشدودرس خوانده باشدولی درمورداین موضوع انشاء ننوشته باشدودراین میان خیلی ازماها علم رابرتر دانسته ایم وشاید بعضی مواقع برروی کاغذ علم رابرتر دانسته ایم ودردل ثروت رابرتر تصور کرده ایم وافرادی هم بوده اند که ثروت را برتر دانسته اندودلیل این برتری رامزیتهای فراوان ومشخص پول وثروت ذکرکرده اندکه البته برای همه مااین مزیتها قابل قبول است.

چراکه اهمیت پول وثروت برای همه انسانها کاملا آشکاراست وتقریبا زندگی همه انسانها به  آن گره خورده است وبدون آن هم زندگی ممکن نیست وچه بسیارافراد که سواد زیادی ندارند اما بدلیل داشتن پول وثروت زندگی راحت وخوشی دارندودرنزددیگران هم ازاحترام وجایگاه خاصی برخوردارندوچه بسیار افرادی که عمرخودرابه تحصیل علم ودانش گذرانده اندولی از مال دنیا آه دربساط ندارند وآنچه راهم که باهزاران زحمت بدست می آورنددرده روز اول هر ماه صرف قرضها واقساط عقب افتاده خود می کنند.

علاوه براین خیلی ازافرادبه دلیل رفع نیازهای زندگی به قدری به دنبال پول هستند که وقتی برای فکر کردن به اهمیت علم ندارند.بارها شده است که والدین دانش آموزی به خاطر خوب درس نخواندن فرزندش به مدرسه دعوت شده است وبنده به عنوان یک معلم ودیگرهمکارانمان به یک نتیجه تاسف برانگیزی رسیده ایم وآن اینکه هیچ علاقه ای رادرپدرویامادرنسبت به علم آموزی فرزندش مشاهده نکرده ایم ودرواقع تنها دلیل فرستادن فرزند به مدرسه،راحت شدن ازشلوغیهای اودرمحیط خانواده بوده است وازهمکارانم شنیدم که درمدرسه ای مادریکی ازدانش آموزان دختر طلاهای دستش رابه مدیرمدرسه نشان داده وگفته :"اگر درس بخواندمثل تو می شودواگردرس نخواند مثل من (اشاره به طلاهای دستش)میشود".

بله،آدمی که ثروت داشته باشد اما علم واگاهی نداشته باشد،ارزش انسان رادراین چیزها خلاصه می کندوبالاترازان را نمی بیند.

تصورکنیداگر انسانها معنی عشق،محبت،دوست داشتن،فداکاری،کمک به انسانها،گذشت و...رابدانندودرغم وشادی همدیگرشریک باشندودست ازخصومتهای بیجابردارند وحقوق همدیگررا محترم بشناسند وهیچکس خودرا برترازدیگری نداندواندکی هم صبروحوصله وتحمل داشته باشند،آیا اثری ازمشکلات متعدد باقی می ماند.

اگر خوبیهایی وجوددارد به خاطر وجود انسانهایی است که صفات نیک ذکرشده راداراهستند واگربدیهایی است به خاطر وجود انسانهایی است که ارزشی به این صفات نیک قائل نیستند.

چه بسیار انسانهای عالم وثروتمندی که بیمارستانها،کارخانه ها،مدرسه هاومساجدساخته اند وثروت خودرا درخدمت همنوعان وجامعه خود قرارداده اندوچه بسیارند افرادی که ثروتمند هستند اما حتی ثروتشان به درد خودشان هم نمی خوردتا چه رسد که درخدمت جامعه قرارگیرد.اگرعلم راخوب معنا بکنیم به این تنیجه می رسیم که علم ثروت را به وجود می آوردوجهتهای بکارگیری آن را تعیین می کند.

  جمله هایی از بزرگان درمورد اهمیت علم ودانش:

حضرت محمد(ص):"زگهواره تاگوردانش بجوی"

سقراط:   اثر حکمت آن‌گاه در شخص حکیم ظاهر شود که خویشتن را حقیر و ناچیز شمارد.»

پروین اعتصامی:  پستی نسوان ایران جمله از بی‌دانشی است// مرد یا زن، برتری و رتبت از دانستن است .»

مترلینگ: «تمام سرمایه فکری و دانش آدمی باید تسلیم یک عظمت اخلاقی و روحی گردد وگرنه دانش مانند رودی خواهد بود که نتوانسته مسیر خود را بپیماید و به دریا منتهی شود و با وضعی اسف‌آور در ریگ‌زارها فرو رود.»

ادیب پیشاوری:«تورا گرچه در مال افزایش است// به اندازه دانشت ارزش است»

مولوی:«تیغ دادن در کف زنگی مست// به که آید علم، ناکس را بدست»

شکسپیر:«داشتن علم بهتر از داشتن ثروت است ولی نداشتن ثروت بدتر از نداشتن علم است»

سقراط:«علوم ِ پاک، در دل‌های ناپاک قرار نگیرد.»

کنفوسیوس:«کشوری که افراد آن از علم و دانش بهره‌مند باشند دیگر طعم گرسنگی را نچشیده، زندگی راحت و آسوده‌ای خواهند داشت.»


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ مهر ۹۳ ، ۱۹:۴۹
باریش

تقدیم به یکی از دوستانم-سخن دلم است برای درمان درد تو ونه تسکین آن.

قصد من نصیحت نیست،فقط اظهار نظراست.زندگی انسان پرازشکستها وپیروزیهایی است وبه دنبال آن پرازشادیها وغم وغصه هایی است که درپی آنها می آیند.موفقیت شیرین است وشکست وتحمل آن، سخت است.اما اگر گفته اند"شکست مایه پیروزی است"بی سبب، وفقط برای دلداری نگفته اند،بلکه این یک واقعیتی انکار ناپذیر است ومردان وزنان موفق وسخت کوش، شکست های بد زندگی شان را به نردبان موفقیتهای خود بدل کرده اند،یکی ازمضرات پیروزی ودرپی آن شادی ،مغرور ومتکبرنمودن انسان است ویکی ازفواید بسیارباارزش شکست،به فکر فروبردن انسان وآگاه نمودن او به نقطه ضعفها وباطل نمودن احساس شکست ناپذیری اوست،وهمین مزیت باارزش شکست،درعین حال که تحملش سخت است،انسان راکارآزموده ،باتجربه وآبدیده وصبوردربرابرناملایمات می کند،فکر کردن را به انسان می آموزدکه بنا به گفته بزرگان ما، از عبادت هم برتراست.فکر کردن دشمن جهل ونادانی وعصبانیت است وراهی مطمئن وایمن برای رسیدن به پیروزی است.

اگر گفته اند" درنومیدی بسی امیداست. "بازهم برای دلداری نگفته اندبلکه این جمله کوتاه عصاره بهترین کلماتی است که می توان درذکرمزیتهای شکست گفت.انسان دانا وفکورغم نمی خورد،بلکه فکر می کندوباصبروشکیبایی کلید موفقیتهارابدست می آوردونومیدی رابه امیدتبدیل می کند،مردان بزرگ شکست می خورند ومردان کوچک از رسیدن او به خط پایان لذت می برند،اما به پا خواستن اولذت آنهارا کوتاه ودرماندگی شان رابیشتر می کند .

شکست استادسخت گیر ومنصفی است که همه رابه اندازه تلاشش نمره می دهد وتقلب دردرس اوامکان پذیر نیست،هرکسی بااودرافتد،نمره اش از قبل هم بدتر می شودولی اگر سعی وتلاش کندوگفته هایش راعمل کند،به همان اندازه برنمره اش می افزایدودراین صورت شکست،مایه پیروزی می شود.

پیروزیهایی هستند که کاذب هستندوبرای آنها معیارهای درستی قضاوت نمی کند،مثل قبولی دردرس استادی که نمره هایش برمبنای معیار وملاک درستی نیست،واین نوع پیروزیها انسان را ازانسان بودنش غافل می سازند،قدرت اوراتوخالی وتکبرش رازیاد می کنندوچون میدان کارزار واقعی پیش می آیدواین معیارها ارزش خودرااز دست می دهند،شکست سختی درس اورا می دهد.انسانها بعداز شکست وازدست دادن موقعیت خود متواضع وفروتن می شوندودیگران رل مثل خودوبرابربا خود درمی یابند.

و ای کاش انسانها بعداز پیروزیهای دوباره همین صفات نیک حاصل شده ازشکست راحفظ کنندوهمواره انسانهارابرابربا خودبدانندوباآنها مهربان وصمیمی باشند،چراکه اگراز شکست درس بگیریم،شکست رابه بردوپیروزی بدل کرده ایم واحتمال شکست خوردن درآینده راکمتر کرده ایم ودرعوض احتمال پیروزیهایمان بیشتر شده است

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ مهر ۹۳ ، ۱۹:۰۶
باریش